الشيخ محمد الصادقي الطهراني

87

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

با مرحوم آيةاللَّه‌العظمى حاج سيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى درباره تجرّد و عدم تجرد روح گفتگويى به‌ميان آمد ، گفتم : اضافه بر ساير ادلّه بر انحصار تجرّد به‌خدا ، چرا فيلسوفان به‌آيه‌ى « قل‌الرّوح من امر ربّى » براى تجرّد روح تمسّك بدين‌گونه جسته‌اند ، كه روح از عالم امر است ، و امر هم ايجاد مجرّدات است ! ! با آنكه ( امر ) در لغت تنها به‌معنى فرمان ، كار و چيز است و آيه‌ى « الاله‌الخلق والأمر » هم پس از خلقت و عرش آمده ، كه به‌معنى آفرينش و تدبير است ، پس « الخلق » كلّ آفرينش ، و « الامر » كل كار تدبير آفريدگان است ، چنان كه « كل شىءٍ خلقناه به قدر » خلق و آفرينش را مربوط به‌تمامى اشياء دانسته ، پس در اختصاص خلق مادّيات نيست . بعد از سخنانى چند فرمودند : آرى آن‌گونه استدلال به‌قرآن ، تعدّى و تفسير به‌رأى است ، اگر اينان از پيش خود با ادلّه‌اى كه قانعشان كرده به‌تجرّد روح اعتقاد دارند چرا اين عقيده را بر قرآن تحميل مىكنند ! ! و بالاخره ، حتّى با صَرف‌نظر از اين مباحثات و مناظرات ، اگر قرآن محور اصلى علوم اسلامى باشد ! بسيارى از نظريات حوزوى مخدوش است . اين يك ايراد بزرگ بر علوم اسلامى ! است كه يا پايه‌ى قرآنى ندارد و يا بر ضدّ قرآن است ! و اشكال ديگر اين است كه اگر هم احياناً در اكثر محافل حوزوى ، نظرى صحيح با بررسى دقيق ، مطابقِ دليلِ قرآن و سنّت مطرح گردد ، چون بر خلاف مشهور است ، در كتب منتشره و يا به‌هنگام اعلان فتوا در رساله‌هاى علميه ، چهره‌ى ديگرى به خود مىگيرد ، از جمله در بحث با مرحوم آيةاللَّه‌العظمى مرعشى نجفى درباره اينكه دخانيات روزه را باطل مىكند يا نه ، در جلسه‌اى خصوصى فرمودند : به‌دليل حديثى موثّق ، دود مبطل روزه نيست . گفتم : نخست